سهراب گفتي:
چشم ها را بايد شست
شستم ولي
گفتي جور ديگر بايد ديد
ديدم ولي
گفتي زير باران بايد رفت
رفتم ولي
او نه چشمان خيس
و شسته ام
و نه نگاه ديگرم را نديد
فقط زير باران
با طعنه خنديد و گفت:
ديوونه ي بارون زده
۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


۳ نظر:
سلام متين
زيارت عاشورا هر روز صبح بعد از نماز صبح در مسجد صاحب الزمان خونده ميشه اگه بيدار ميشي بيا به بچه هاي ديگه گفتم راستي حاج آقا فياضي ماشينشو عوض كرد
منتظرتيم
التماس دعا
سلام منم شما رو لینک کردم بازم بیاید سرم
راستش وبتون یه کم متفاوت تبریک میگم
مطلبتم جالب بود
ارسال یک نظر